خرید بک لینک
image
خداوندابرای تمام نعمت هایی که دریافت میکنم سپاسگزارم.
می دانم برایم بهترین ها را در نظر داری و در زمان مقرر به من عطا میکنی.
خداوندا!من بهت ایمان دارم.
یک عدد شفتالویِ سپاسگزار :)

من فقط به چیزهای خوب فکر میکنم...


برچسب: دخترِ,پاییز, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:15

زنگ زدم...داداش در را برام باز کرد.از در رفتم توو...خانه یکم نامرتب بود.چند تیکه لباس وسط مبل ها افتاده بود.دیدم یک خانمِ مانتویی با شالِ آبی و عینکی به چشم،پوستِ روشن ،کنارِ یک مردِ کت و شلواریِ عینکی نشسته.به محض ورود و سلامم رو کرد به شوهرش که پس چرا نیومد؟! (منظور پسرش بود)مرد یک چیزهایی پچ پچ گفت...رفتم تو اتاق لباسم را عوض کنم.داشتم دنبال سارافونِ سبزِ طرحِ سنتی م می گشتم.زیر سارافونی را پید

برچسب: رقابت,خواستگار, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:15

تو سایتها را میگشتم که چشمم خورد به تبلیغات رستوران ها.خیلی هاشان تبلیغ شام عروسی و سفره افطار بوفه باز داشتند. شاید در نظر اول خوب و وسوسه انگیز باشد اما من خوشم نیامد. یک جورهاییی اسرافش زیاد است. بعد عروسیِ پسردایی ،هرچی تجمل بود از چشمم افتاد. وقتی سه طبقه کیکِ له شده توسط مهمان ها را دیدم،وقتی میزِ ژله های رنگا رنگی که قاطی پاتی و درب و داغان شده بود را دیدم،وقتی ظرف غذاهای جورواجور را دیدم..

برچسب: فانتزیِ,شفتال, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:15

پاییز که می شود؛ یادِ سُرخـــــیِ دانه هایِ دلَتــــــ مـی اُفتــــَم..

+رضا صادقی را پاییزانه باید گوش داد...


برچسبها: چه خوبه کسی با تو مبتلا شه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:17 توسط شفتال |

برچسب: پاییزانه, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:15

... فصل عاشقی که فقط بهار نیست.پاییز هم آدم را عاشق می کند،وقتی سوزِ خُنکایِ غروب هایَش نوکِ انگشت هات را بی حس کند،وقتی تک و تنها مجبور شوی خیابان ها را راه بروی و دلت هوایِ نوشیدنِ یک فنجان شیرکاکائویِ داغ تویِ گوشه یِ دنج ِیکی از کافی شاپ هایِ این شهر را کرد ،وقتی دلَت بهانه بگیرد،بهانه یِ قدم زدن تویِ غروب هایِ برگ ریزان را ،تنهایی نمی شود جوابِ تک تکِ خواسته های دلَت را بدهی...از پَسَش بر نمی

برچسب: پاییزانه,بهانه, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:15

...کاش می رفتم تا تهِ خواب.کاش همیشه می خوابیدم.سال ها.قرن ها.چه لذتی برده اند اصحاب کهف که سه قرن خوابیده اند...

+مصطفی مستور.

+شفتال نوشت:چند وقتیست خواب هام یادم نمی ماند.شفتال این را دوست ندارد.


برچسبها: مردی که تا زانو در اندوه فرو رفت
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:38 توسط شفتال |

برچسب: پیاده, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

من بودم و تعدادی از بچه ها که روی هم حداقل سی نفر می شدیم.یک اتوبوس گرفت و همان نصفه های شب ،سوار شدیم و رفتیم سمت امامزاده...با اینکه خانم دکتر پنجاه سالی سن داشت و بهش اعتماد کامل داشتم اما تهِ دلم وحشت داشتم ، وحشت از تاریکی،از خانه های ِ تاریکِ اطرافِ امامزاده،از چند خانه یِ کوچکی که لامپشان روشن بود...داشتیم خانه ها را نگاه می کردیم که تویشان اطراق کنیم تا صبح شود، من اما همچنان مضطرب بودم و

برچسب: سفری,جنسِ, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

یکی از همین عصرهایِ دل انگیزِ تابستان،می روی تویِ حیاط،زیرِ سایه ی درختانِ سیب و تکیه می دهی به صندلیِ راحتی و کتابت را باز میکنی و من که می دانم تو عاشقِ کیکِ کِشمِشی هستی،می روم توی آشپزخانه و آرد و تخمِ مرغ و بکینگ پودر،وانیل و ...مشغول می شوم یکی یکی همه شان را مخلوط می کنم و توی هر ثانیه فکر می کنم که تو چقدر عاشقِ کِیکِ کشمشی هستی و تویِ هر ذره اش عشق می پاشم و عشق...عطرِ کِیک تا زیرِ درختان

برچسب: فانتزی,طعمِ,کِیکِ,کشمشی, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

شفتال است دیگر...به سرش می زند میشیند چهار ساعت تمام وبلاگِ یک شکست خورده ی عشقی را می خواند! +حالا پسره مستقیم تو چشماش نگاه کرده گفته می رود ازدواج می کند.عاشق یکی دیگر شده. این چه بوقی است..چه عشقی است... +این دهه هفتادی ها که همه رفتند خانه ی بخت و تمام شدند...مانده ام این دهه هشتادی ها چی میگویند این وسط؟! هر کی یک وب زده به اسمِ من و عشقم! جالب است یکیشان نوشته:ماه گردمون مبارک عشقم :| +آنق

برچسب: شویم,گاهی, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

چهار راه پاساژ،یک زوجِ خوشبخت،دست در دست هم دارند از خیابان رد می شوند.پسرک پشتِ ماشینِ مدل بالایش دستش را زیر چانه گذاشته و دارد رفتنشان را نگاه می کند. به مامان نشانش می دهم. میگوید:خدا قسمت همه جوان ها کند...چقدر گناه دارد... +من مانده ام چرا هرچی دلسوزی می شود برای پسرهاست.همه میگن:پسر عذب در ازای هرشب که مجرد سرشو زمین میزاره کلی گناه داره. همه میگن:پسره این صحنه را دید گناه داره. عروسی هم که

برچسب: خوشبخت, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

❌در شبیه سازی درد زایمان برای مردان توسط یک بیمارستان در چین، هیچ مردی نتوانست بیش از 30 ثانیه این درد را تحمل کند! درد زایمان زنان معمولا چند ساعت طول میکشد!

+و خدا زن را بحر کشیدن سختی آفرید!

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:20 توسط شفتال

برچسب: زایمان, نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:05

صفحه بندی